ترجمه "attaint" به فارسی

آبروریزی, لکه, (حقوق) از طریق مصادره ی اموال و سلب حقوق مدنی تنبیه کردن بهترین ترجمه های "attaint" به فارسی هستند.

attaint adjective verb noun دستور زبان

(obsolete) Convicted, attainted. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آبروریزی

  • لکه

    noun
  • (حقوق) از طریق مصادره ی اموال و سلب حقوق مدنی تنبیه کردن

  • ترجمه های کمتر

    • (قدیمی) سرایت کردن
    • (قدیمی) متهم کردن
    • (قدیمی) ننگین کردن
    • (مهجور - نیزه جنگی سوارکاران قدیم) ضربه زدن
    • (مهجور) گناهکار شناختن
    • حکم مصادره ی اموال و سلب حقوق مدنی
    • مبتلا کردن
    • محکوم کردن
    • مقصر دانستن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " attaint " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "attaint" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه