ترجمه "attainment" به فارسی
فضیلت, نیل, حصول بهترین ترجمه های "attainment" به فارسی هستند.
attainment
noun
دستور زبان
The act of attaining; the act of arriving at or reaching; the act of obtaining by exertion or effort. [..]
-
فضیلت
nounthat which is attained, or obtained by exertion; acquisition; acquirement
-
نیل
nounthe act of attaining; the act of arriving at or reaching
In order to attain to perfection, one must begin by failing to understand much.
برای نیل بک مال نخست باید از نفهمی شروع کرد کسی که زود میفهمد بدون شبهه بد میفهمد.
-
حصول
nounThe first step for persevering in a chosen course is to set worthwhile and attainable goals.
برای آنکه بتوانیم پشتکار داشته باشیم قدم اولمان باید قرار دادن اهدافی باارزش و قابل حصول باشد.
-
ترجمه های کمتر
- کمال
- دستیابی
- کسب
- انجام
- ورزیدگی
- اکتساب
- نيل
- فراگیری
- هنر
- اتمام
- مهارت
- اجرا
- به دست آوری
- دست يابي
- رسیدن به
- هرچیز دستیابی شده در اثر کوشش
- چیره دستی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " attainment " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "attainment" با ترجمه به فارسی
-
امکان رسیدن یانیل بچیزی
-
نديسر هدش همیب تیعضو هب
-
(در اثر کوشش) به دست آوردن · انجام دادن · به انجام رسانیدن · تحصیل کردن · دست یافتن · رسیدن · رسیدن به · زدن · صورت گرفتن · نایل شدن · کسب کردن
-
در دسترس · رسیدنی · نائل شدنی · یافتنی
-
استاندارد های قابل حصول در حال حاضر
-
نس هب لوصح
-
نیل · وصول
-
رسید · نائل شد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن