ترجمه "attainable" به فارسی

در دسترس, رسیدنی, یافتنی بهترین ترجمه های "attainable" به فارسی هستند.

attainable adjective noun دستور زبان

Able to be achieved, accomplished or obtained. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • در دسترس

    there are relics of the Middle Agesthere which are attainable for everybody,

    آنچه را که مربوط به قرون وسطی و در دسترس همه است،

  • رسیدنی

  • یافتنی

  • نائل شدنی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " attainable " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "attainable" با ترجمه به فارسی

  • امکان رسیدن یانیل بچیزی
  • اتمام · اجرا · انجام · اکتساب · به دست آوری · حصول · دست يابي · دستیابی · رسیدن به · فراگیری · فضیلت · مهارت · نيل · نیل · هرچیز دستیابی شده در اثر کوشش · هنر · ورزیدگی · چیره دستی · کسب · کمال
  • نديسر هدش همیب تیعضو هب
  • (در اثر کوشش) به دست آوردن · انجام دادن · به انجام رسانیدن · تحصیل کردن · دست یافتن · رسیدن · رسیدن به · زدن · صورت گرفتن · نایل شدن · کسب کردن
  • استاندارد های قابل حصول در حال حاضر
  • نس هب لوصح
  • نیل · وصول
  • رسید · نائل شد
اضافه کردن

ترجمه های "attainable" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه