ترجمه "attained" به فارسی

رسید, نائل شد بهترین ترجمه های "attained" به فارسی هستند.

attained adjective verb دستور زبان

Simple past tense and past participle of attain. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رسید

    Her words were incoherent, but they attained the purpose at which she was aiming.

    حرفهای ناتاشا بی معنی بود ولی به آن نتیجه که میخواست رسید.

  • نائل شد

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " attained " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "attained" با ترجمه به فارسی

  • امکان رسیدن یانیل بچیزی
  • اتمام · اجرا · انجام · اکتساب · به دست آوری · حصول · دست يابي · دستیابی · رسیدن به · فراگیری · فضیلت · مهارت · نيل · نیل · هرچیز دستیابی شده در اثر کوشش · هنر · ورزیدگی · چیره دستی · کسب · کمال
  • نديسر هدش همیب تیعضو هب
  • (در اثر کوشش) به دست آوردن · انجام دادن · به انجام رسانیدن · تحصیل کردن · دست یافتن · رسیدن · رسیدن به · زدن · صورت گرفتن · نایل شدن · کسب کردن
  • در دسترس · رسیدنی · نائل شدنی · یافتنی
  • استاندارد های قابل حصول در حال حاضر
  • نس هب لوصح
  • نیل · وصول
اضافه کردن

ترجمه های "attained" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه