ترجمه "audience" به فارسی
حضار, مخاطب, تماشاچیان بهترین ترجمه های "audience" به فارسی هستند.
(now rare) Hearing; the condition or state of hearing or listening. [from 14th c.] [..]
-
حضار
Everybody in the audience sang along.
همه حضار همراه با خواننده می خوندند
-
مخاطب
group of people who participate in a show or encounter a work of art
Now, if you suddenly change the rules of the game, you're going to lose your audience.
حالا ، اگه یه دفعه قوانین بازی رو تغییر بدی ، مخاطب هات رو از دست میدی.
-
تماشاچیان
All these things were repeatedly interrupted by the enthusiastic shouts of the audience.
چند بار این عملیات با فریادهای شوق و شعف تماشاچیان قطع میشد.
-
ترجمه های کمتر
- شنیدن
- بینندگان
- شرفیابی
- بارعام
- باریابی
- شنودپذیری
- گردآمدگان
- مشاوره
- مشورت
- مذاکره
- (رادیو و غیره) شنوندگان
- (فیلم و نمایش و غیره) تماشاگران
- (مهجور) استماع
- (کتاب وروزنامه و غیره) خوانندگان
- استماع دادرسی
- به حضور رسیدن
- فرصت بیان عقاید
- پیام گیران
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " audience " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Audience (song) [..]
-
مخاطب
Now, if you suddenly change the rules of the game, you're going to lose your audience.
حالا ، اگه یه دفعه قوانین بازی رو تغییر بدی ، مخاطب هات رو از دست میدی.
تصاویر با "audience"
عباراتی شبیه به "audience" با ترجمه به فارسی
-
نوع مخاطبین