ترجمه "auspiciousness" به فارسی
بختیاری, خجستگی, فرخندگی بهترین ترجمه های "auspiciousness" به فارسی هستند.
auspiciousness
noun
The state or quality of being auspicious or successful. [..]
-
بختیاری
-
خجستگی
Our last campaign was beginning auspiciously.
و بدین ترتیب آخرین مرحله از لشگرکشیو هجوم نیروهای ما با خجستگی آ از میشد.
-
فرخندگی
It chanced one morning, while Oliver's affairs were in this auspicious and comfortable state
از قضا، یک روز صبح، وقتی که اولیور کارهایش با همین فرخندگی و سعادت کامل روب راه میشد
-
مساعدبودن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " auspiciousness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "auspiciousness" با ترجمه به فارسی
-
بطورمساعد · بمبارکی
-
شگون
-
آمددار · بهروز · خجسته · خوش شگون · خوش یمن · سعادتمند · سعید · شادکام · فال نیک · فرخ · فرخنده · مبارک · نیک اختر · نیکبخت · نیکروز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن