ترجمه "austere" به فارسی
سخت, سختگیر, ساده بهترین ترجمه های "austere" به فارسی هستند.
austere
adjective
دستور زبان
Grim or severe in manner or appearance [..]
-
سخت
adjectivethat she would askfor a day's leave of absence an enormity in so austere a community.
که از عالی جناب مطران یک روز مرخصی که با نظامات سخت این دیر محال بود خواهد گرفت.
-
سختگیر
-
ساده
adjectiveYou'll notice that the building is rather austere.
می بیند که دکور اتاق خیلی ساده است.
-
ترجمه های کمتر
- ترشرو
- خشک
- زاهدانه
- شاق
- شدید
- بی پیرایه
- تند و تلخ
- توام با صرفه جویی و سختگیری
- توام باریاضت و سختی کشیدن
- زاهد منش
- سخت رفتار
- عاری از تزیین و تجمل
- مرتاض منش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " austere " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "austere"
عباراتی شبیه به "austere" با ترجمه به فارسی
-
۱ . اصول و یا تمرین افرادی که با انضباط فردی جدی , پرهیز از ریاضت و ریاضت به خاطر انضباط روحی یا معنوی وارد عمل میشوند , بیشتر در مورد ریاضت در قرآن وجود ندارد . به خاطر داشته باشید که زندگی
-
مدرسه سختگیر
-
پل آستر
-
باترشرویی · بدرشتی
-
بی پیرایگی · ریاضت · ریاضت اقتصادی · زهد · سادگي زياده از حد · سادگی · سختگیری · سختی · صرفه جویی و سختی کشیدن (به واسطه ی جنگ یا بحران اقتصادی و غیره) · مشقت · وضع بد اقتصادی · کسادی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن