ترجمه "austere" به فارسی

سخت, سختگیر, ساده بهترین ترجمه های "austere" به فارسی هستند.

austere adjective دستور زبان

Grim or severe in manner or appearance [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سخت

    adjective

    that she would askfor a day's leave of absence an enormity in so austere a community.

    که از عالی جناب مطران یک روز مرخصی که با نظامات سخت این دیر محال بود خواهد گرفت.

  • سختگیر

  • ساده

    adjective

    You'll notice that the building is rather austere.

    می بیند که دکور اتاق خیلی ساده است.

  • ترجمه های کمتر

    • ترشرو
    • خشک
    • زاهدانه
    • شاق
    • شدید
    • بی پیرایه
    • تند و تلخ
    • توام با صرفه جویی و سختگیری
    • توام باریاضت و سختی کشیدن
    • زاهد منش
    • سخت رفتار
    • عاری از تزیین و تجمل
    • مرتاض منش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " austere " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "austere"

عباراتی شبیه به "austere" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "austere" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه