ترجمه "author" به فارسی
نویسنده, مؤلف, پدیدآورنده بهترین ترجمه های "author" به فارسی هستند.
author
verb
noun
دستور زبان
(dated) (said by audience members after a performance) Please perform again! [..]
-
نویسنده
nounI don't know the theater play, but I know the author well.
من این نمایشنامه را نمی شناسم، ولی نویسنده آن را به خوبی می شناسم.
-
مؤلف
originator or creator of a work
The author proposes some improvements, which are honourably received.
مؤلف اصلاحاتی را پیشنهاد میکند که با کمال افتخار میپذیرند.
-
پدیدآورنده
originator or creator of a work
-
ترجمه های کمتر
- نگارنده
- نويسنده
- مصنف
- بانی
- مولف
- نویسنده کتاب ، نمایشنامه و...
- نویسندگی کردن
- خالق
- باعث
- موجد
- راقم
- پدیدآور
- موسس
- منصف
- ابداع گر
- باعث شدن
- تالیف کردن
- تصنیف کردن
- پایه گذار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " author " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "author" با ترجمه به فارسی
-
اختیار ستادی
-
اختیار · اختیار اجازه · اختیارات قدرت · حق صدور دستور، و اجرای آن به کمک پاداش یا تنبیه را، اختیار گویند. به عبارت دیگر بخشی از قدرت که از منصب های سازمانی ناشی می شود اختیار نامیده می شود. · ساختار اختیار
-
کارمند غیرمجاز
-
سیستم تصویب کار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن