ترجمه "auto" به فارسی
اتومبیل, خودرو, (امریکا) بهترین ترجمه های "auto" به فارسی هستند.
auto
adjective
noun
دستور زبان
(chiefly attributively) An automobile. [..]
-
اتومبیل
nounHe was a machinist in a large Sanford auto parts firm, the largest auto firm north of Boston.
پدرش دریک شرکت بزرگ لوازم یدکی اتومبیل ماشینکار بود. شرکت آنها بزرگترین شرکت ازاین نوع درشمال بوستون بود.
-
خودرو
nounI've been involved with the auto industry my entire life,
من در همه عمرم درگیر صنعت خودرو بوده ام ،
-
(امریکا)
-
ترجمه های کمتر
- با اتومبیل رفتن
- خودرو سواری
- ماشین خودرو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " auto " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Auto
proper
An unincorporated community in West Virginia
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Auto" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Auto در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "auto"
عباراتی شبیه به "auto" با ترجمه به فارسی
-
اتو · برای خود · به تنهایی [autobiography] · خود · خود به خود [automobile]
-
تغییر دهنده · صراف · عوض کننده
-
پرکن خودکار
-
اتومبیلدزدی بزرگ: وایس سیتی
-
تعمیرکار خودرو
-
ترمیم خودکار
-
ملازم خودكار
-
تیم اتومبیلرانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن