ترجمه "auto-" به فارسی
خود, اتو, برای خود بهترین ترجمه های "auto-" به فارسی هستند.
auto-
Prefix
(from automatic) automatic [..]
-
خود
pronoun nounregarding oneself [..]
It's a commuter pass being auto-renewed as a monthly charge.
کارت پارکينگشه که ماهانه خود بخود پرداخت ميشه
-
اتو
nounregarding oneself [..]
If I was to lose my soul, my body would continue to function but on auto pilot.
اگر من اختیار روحم را از دست بدهم، جسمم میتواند به کارش ادامه بدهد با یک اتو پایلوت.
-
برای خود
-
ترجمه های کمتر
- به تنهایی [autobiography]
- خود به خود [automobile]
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " auto- " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "auto-" با ترجمه به فارسی
-
تغییر دهنده · صراف · عوض کننده
-
(امریکا) · اتومبیل · با اتومبیل رفتن · خودرو · خودرو سواری · ماشین خودرو
-
پرکن خودکار
-
اتومبیلدزدی بزرگ: وایس سیتی
-
تعمیرکار خودرو
-
ترمیم خودکار
-
ملازم خودكار
-
تیم اتومبیلرانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن