ترجمه "avalanche" به فارسی

بهمن, سیل, آوار برف بهترین ترجمه های "avalanche" به فارسی هستند.

avalanche verb noun دستور زبان

A large mass or body of snow and ice sliding swiftly down a mountain side, or falling down a precipice. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بهمن

    noun

    large sliding mass of snow and ice [..]

    I was so happy when you came up with the avalanche thing.

    وقتي که بهانه بهمن رو آوردي ، انقدر خوشحال شدم.

  • سیل

    noun
  • آوار برف

  • ترجمه های کمتر

    • بهمن وار فروریختن
    • هر چیزی که ناگهان و به مقدار زیاد فرا رسد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " avalanche " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "avalanche"

عباراتی شبیه به "avalanche" با ترجمه به فارسی

  • شکست بهمنی
  • دیود بهمنی
  • دیود نوری بهمنی
  • (گیاه شناسی) سوسن بهمنی (Erythronium montanum از تیره ی سوسن lily - بومی ایالت های ارگان و واشنگتن در امریکا)
  • بهمنها · بهمنها (حوادث)
  • (گیاه شناسی) سوسن بهمنی (Erythronium montanum از تیره ی سوسن lily - بومی ایالت های ارگان و واشنگتن در امریکا)
اضافه کردن

ترجمه های "avalanche" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه