ترجمه "availed" به فارسی
سود داد, فایده داد بهترین ترجمه های "availed" به فارسی هستند.
availed
verb
Simple past tense and past participle of avail. [..]
-
سود داد
-
فایده داد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " availed " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "availed" با ترجمه به فارسی
-
(مهجور) منفعت · ارزش · ارزیدن · به درد خوردن · به درد خوری · به کار خوردن · دارای ارزش بودن · درآمد · سود · سودمند بودن · سودمندی · فایده
-
درآمدهای موجود، درآمدهای قابل استفاده
-
حافظه موجود
-
(جمع) شخص یا چیز مهیا یا در دسترس · آماده ی استفاده بودن · امکان نزدیکی · بودن · حصول پذیری · در دسترس (بودن) · دسترس · دسترسی · شخص مفید · فراهمی · قابلیت وصول · وجود · وسیله وصول
-
قابل وصول – در دسترس
-
روزهای در دسترس · روزهای کاری
-
دسترسپذیری غذايي (خاك)
-
ظرفیت در دسترس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن