ترجمه "availability" به فارسی
دسترسی, دسترس, بودن بهترین ترجمه های "availability" به فارسی هستند.
availability
noun
دستور زبان
(chiefly uncountable) The quality of being available. [..]
-
دسترسی
nounThe walls were hidden behind towering canvases that leaned against every available surface.
دیوار با بومهای نقاشیکه در هر سطح قابل دسترسی نصب شده بودند، پوشیده شده بود.
-
دسترس
I'll be there on the first available plane.
من با اولین هواپیمائی که در دسترس باشد، به آنجا خواهم آمد.
-
بودن
verbIt will link perpetrators to the crimes and give you exact locations, whenever available.
خطا کارها رو بسته به جرمشون و با نمایش در صورت موجود بودن بهت شون میده.
-
ترجمه های کمتر
- فراهمی
- وجود
- (جمع) شخص یا چیز مهیا یا در دسترس
- آماده ی استفاده بودن
- امکان نزدیکی
- حصول پذیری
- در دسترس (بودن)
- شخص مفید
- قابلیت وصول
- وسیله وصول
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " availability " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "availability" با ترجمه به فارسی
-
(مهجور) منفعت · ارزش · ارزیدن · به درد خوردن · به درد خوری · به کار خوردن · دارای ارزش بودن · درآمد · سود · سودمند بودن · سودمندی · فایده
-
درآمدهای موجود، درآمدهای قابل استفاده
-
حافظه موجود
-
قابل وصول – در دسترس
-
روزهای در دسترس · روزهای کاری
-
دسترسپذیری غذايي (خاك)
-
ظرفیت در دسترس
-
بهای تمام شده کالای آماده برای فروش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن