ترجمه "avail" به فارسی

سود, فایده, ارزش بهترین ترجمه های "avail" به فارسی هستند.

avail verb noun دستور زبان

(obsolete) Benefit; value, profit; advantage toward success. [15th-19th c.] [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سود

    noun

    But what availed his expressions or his air?

    اما چه سود از این لحن یا حسـرت؟ ...

  • فایده

    noun

    They asked all around, but to no avail.

    از همه جا پرس وجو کردن ولی فایده ای نداشت

  • ارزش

    noun

    • How did Abraham’s offspring treat the inheritance that was available to them?

    • نوادگان ابراهیم چقدر برای میراث خویش ارزش قائل بودند؟

  • ترجمه های کمتر

    • سودمند بودن
    • ارزیدن
    • سودمندی
    • درآمد
    • (مهجور) منفعت
    • به درد خوردن
    • به درد خوری
    • به کار خوردن
    • دارای ارزش بودن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " avail " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "avail" با ترجمه به فارسی

  • درآمدهای موجود، درآمدهای قابل استفاده
  • حافظه موجود
  • (جمع) شخص یا چیز مهیا یا در دسترس · آماده ی استفاده بودن · امکان نزدیکی · بودن · حصول پذیری · در دسترس (بودن) · دسترس · دسترسی · شخص مفید · فراهمی · قابلیت وصول · وجود · وسیله وصول
  • قابل وصول – در دسترس
  • روزهای در دسترس · روزهای کاری
  • دسترسپذیری غذايي (خاك)
  • ظرفیت در دسترس
  • بهای تمام شده کالای آماده برای فروش
اضافه کردن

ترجمه های "avail" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه