ترجمه "Available" به فارسی

قابل وصول – در دسترس, موجود, سودمند بهترین ترجمه های "Available" به فارسی هستند.

Available
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قابل وصول – در دسترس

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Available " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

available adjective دستور زبان

Such as one may avail one’s self of; capable of being used for the accomplishment of a purpose. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • موجود

    adjective

    Referring to anything that is ready for immediate use by a user or application.

    As far as I know, this is the only translation available.

    این که تنها ترجمه ی موجود است،دور از ذهن من بود.

  • سودمند

    adjective
  • در دسترس

    Referring to anything that is ready for immediate use by a user or application.

    I'll be there on the first available plane.

    من با اولین هواپیمائی که در دسترس باشد، به آنجا خواهم آمد.

  • ترجمه های کمتر

    • قابل استفاده
    • فراهم
    • آماده
    • حاضر
    • دردسترس
    • مهیا
    • رسیدنی
    • کاربردپذیر
    • (سیاست) مایل و قادر (به نامزد انتخاباتی شدن) بودن
    • (مهجور) بدرد خور
    • حاجت برآور
    • در اختیار
    • ذی صلاحیت
    • قابل حصول
    • موجود،در دسترس، اماده، قابل استفاده

عباراتی شبیه به "Available" با ترجمه به فارسی

  • (مهجور) منفعت · ارزش · ارزیدن · به درد خوردن · به درد خوری · به کار خوردن · دارای ارزش بودن · درآمد · سود · سودمند بودن · سودمندی · فایده
  • درآمدهای موجود، درآمدهای قابل استفاده
  • حافظه موجود
  • (جمع) شخص یا چیز مهیا یا در دسترس · آماده ی استفاده بودن · امکان نزدیکی · بودن · حصول پذیری · در دسترس (بودن) · دسترس · دسترسی · شخص مفید · فراهمی · قابلیت وصول · وجود · وسیله وصول
  • روزهای در دسترس · روزهای کاری
  • دسترسپذیری غذايي (خاك)
  • ظرفیت در دسترس
  • بهای تمام شده کالای آماده برای فروش
اضافه کردن

ترجمه های "Available" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه