ترجمه "bach" به فارسی
(امریکا - خودمانی) رجوع شود به bachelor, (امریکا - خودمانی) مجرد زندگی کردن, تنها زندگی کردن (معمولا به صورت baching it) بهترین ترجمه های "bach" به فارسی هستند.
bach
verb
noun
دستور زبان
(New Zealand, northern) A holiday home, usually small and near the beach, often with only one or two rooms and of simple construction. [..]
-
(امریکا - خودمانی) رجوع شود به bachelor
-
(امریکا - خودمانی) مجرد زندگی کردن
-
تنها زندگی کردن (معمولا به صورت baching it)
-
یوهان سباستیان باخ (آهنگساز آلمانی)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bach " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Bach
proper
noun
دستور زبان
(music) German organist and composer [..]
-
باخ
properGerman composer [..]
She likes classical composers such as Beethoven and Bach.
او آهنگسازهای موسیقی کلاسیک را دوست دارد مانند بتهون و باخ.
عباراتی شبیه به "bach" با ترجمه به فارسی
-
ریچارد باخ
-
کارل فیلیپ امانوئل باخ
-
پردازش دسته ای
-
یوهان سباستین باخ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن