ترجمه "backdrop" به فارسی
زمینه, دورنما, پرده یا تابلویی که در عقب صحنه قرار دارد (و معمولا روی آن نقاشی شده است) بهترین ترجمه های "backdrop" به فارسی هستند.
backdrop
verb
noun
دستور زبان
A decorated cloth hung at the back of a stage. [..]
-
زمینه
a curtain that obscured the highly seductive and visual backdrop
پرده ای که روی پس زمینه بسیار اغواکننده
-
دورنما
-
پرده یا تابلویی که در عقب صحنه قرار دارد (و معمولا روی آن نقاشی شده است)
-
پس زمینه
a curtain that obscured the highly seductive and visual backdrop
پرده ای که روی پس زمینه بسیار اغواکننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " backdrop " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Backdrop
-
پیشینه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن