ترجمه "backed" به فارسی
دارای پشت, دارای پشتی یا تکیه گاه (معمولا در مورد صندلی و غیره), پشت گرم بهترین ترجمه های "backed" به فارسی هستند.
backed
adjective
verb
دستور زبان
Simple past tense and past participle of back. [..]
-
دارای پشت
adjective -
دارای پشتی یا تکیه گاه (معمولا در مورد صندلی و غیره)
-
پشت گرم
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " backed " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "backed" با ترجمه به فارسی
-
(آواشناسی) پسین · (جزیی از فعل به معنی : عقب · (صندلی و غیره) پشتی · (معدن) تاق تونل · (ورزش) بازیکن عقب · آستر کردن · بقع · به سوی عقب · به پشت رفتن یا بردن · بک · تایید کردن · تشت یا تغار (به ویژه در فرآیندهای صنعتی) · تضمین کردن 6 · جیرو کردن · حمایت کردن · خلفی · خودداری) 3 · دارای پشتوانه کردن · در عقب · درجه دوم بودن · درپشت · دفاع · دوردست · دوم شدن · زدن توپ · ستون فقرات · ستون مهره · ظهر · ظهر نویسی کردن · عطف کتاب · عقب · عقب (در مقابل جلو) · عقب رفتن یا بردن 5 · قدرت · قهقرا 1 · متکا · مربوط به زمان گذشته 0 · منطقه كمري · مهره ها · هر چیزی که بر پشت انسان یا حیوان قرار گیرد · پس · پس زبان · پس زبانی 2 · پس زمينه · پشت · پشت (در مقابل رو) · پشت (در مقابل لبه ی تیز) · پشت انسان · پشت لباس · پشت کتاب · پشت کردن (یا داشتن) به · پشتواره · پشتکار · پشتی دار کردن 4 · پُشت · کمر · کول · کول باره · کوله بار · کوله پشتی · یاری کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن