ترجمه "backing" به فارسی

حمایت, پشتوانه, پشتیبانی بهترین ترجمه های "backing" به فارسی هستند.

backing adjective noun verb دستور زبان

Support, especially financial. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • حمایت

    noun

    That's why I've risked my career to back you.

    به خاطر همین شغلم رو به خاطر حمایت از تو به خطر انداختم.

  • پشتوانه

    It can be done in seven years with the right backing.

    این می تواند با پشتوانه درست در عرض هفت سال انجام شود

  • پشتیبانی

    noun

    It can all fall through if we get there and we have no back up force.

    اگر ما به آنجا برسیم و نیروی پشتیبانی نداشته باشیم، تمام کار از هم میپاشد.

  • ترجمه های کمتر

    • پشتیبان
    • پشتی
    • جانبداری
    • (خودمانی) همنوازی (موسیقی)
    • (صندلی و غیره) پشتی
    • (موسیقی یا ساز و آواز) همراهی کننده
    • تخته و غیره که برای استحکام به پشت چیزی میخ کنند یا بدوزند
    • تکیه گاه
    • حامی (ها)
    • پشتیبان (ها)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " backing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "backing" با ترجمه به فارسی

  • (آواشناسی) پسین · (جزیی از فعل به معنی : عقب · (صندلی و غیره) پشتی · (معدن) تاق تونل · (ورزش) بازیکن عقب · آستر کردن · بقع · به سوی عقب · به پشت رفتن یا بردن · بک · تایید کردن · تشت یا تغار (به ویژه در فرآیندهای صنعتی) · تضمین کردن 6 · جیرو کردن · حمایت کردن · خلفی · خودداری) 3 · دارای پشتوانه کردن · در عقب · درجه دوم بودن · درپشت · دفاع · دوردست · دوم شدن · زدن توپ · ستون فقرات · ستون مهره · ظهر · ظهر نویسی کردن · عطف کتاب · عقب · عقب (در مقابل جلو) · عقب رفتن یا بردن 5 · قدرت · قهقرا 1 · متکا · مربوط به زمان گذشته 0 · منطقه كمري · مهره ها · هر چیزی که بر پشت انسان یا حیوان قرار گیرد · پس · پس زبان · پس زبانی 2 · پس زمينه · پشت · پشت (در مقابل رو) · پشت (در مقابل لبه ی تیز) · پشت انسان · پشت لباس · پشت کتاب · پشت کردن (یا داشتن) به · پشتواره · پشتکار · پشتی دار کردن 4 · پُشت · کمر · کول · کول باره · کوله بار · کوله پشتی · یاری کردن
اضافه کردن

ترجمه های "backing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه