ترجمه "backhanded" به فارسی

ناراد, (حرف) دوپهلو, (ورزش) با پشت راکت بهترین ترجمه های "backhanded" به فارسی هستند.

backhanded adjective verb adverb دستور زبان

Simple past tense and past participle of backhand. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ناراد

  • (حرف) دوپهلو

  • (ورزش) با پشت راکت

  • ترجمه های کمتر

    • با پس دست
    • رجوع شود به backhand
    • کنایه آمیز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " backhanded " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "backhanded" با ترجمه به فارسی

  • (در تنیس و پینگ پنگ و غیره) با پشت راکت (وغیره) توپ را زدن · (در نوشتن انگلیسی) خطی که حروف آن به عقب (به سوی چپ) مایل شده اند · (ضربه ی) پس دستی · با پس دست یا راکت · با پشت دست زدن
  • رشوه
اضافه کردن

ترجمه های "backhanded" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه