ترجمه "backset" به فارسی
وارونه, برگشت, بد بیاری بهترین ترجمه های "backset" به فارسی هستند.
backset
verb
noun
دستور زبان
A check; a relapse; a discouragement; a setback. [..]
-
وارونه
-
برگشت
noun -
بد بیاری
-
ترجمه های کمتر
- عقب زنی
- عود بیماری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " backset " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن