ترجمه "backpacking" به فارسی
کولهپشتگردی ترجمه "backpacking" به فارسی است.
backpacking
noun
verb
دستور زبان
Present participle of backpack. [..]
-
کولهپشتگردی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " backpacking " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "backpacking" با ترجمه به فارسی
-
کوهنوردی با بار سبک
-
(امریکا) · (فضا نوردی) کوله پشتی حاوی اکسیژن و غیره · در کوله پشتی بردن · دستگاهی که به انسان یا حیوان بسته شود (برای تعیین محل یا حال آنها) · پشتواره · چنته · کوله بار · کوله پشتی · کوله پشتی حمل کردن · کولهپشتی · کیف کوله
-
کولهگردی
-
(امریکا) · (فضا نوردی) کوله پشتی حاوی اکسیژن و غیره · در کوله پشتی بردن · دستگاهی که به انسان یا حیوان بسته شود (برای تعیین محل یا حال آنها) · پشتواره · چنته · کوله بار · کوله پشتی · کوله پشتی حمل کردن · کولهپشتی · کیف کوله
اضافه کردن مثال
اضافه کردن