ترجمه "backpack" به فارسی

کیف کوله, کولهپشتی, کوله بار بهترین ترجمه های "backpack" به فارسی هستند.

backpack verb noun دستور زبان

A knapsack, sometimes mounted on a light frame, but always supported by straps, worn on a person’s back for the purpose of carrying things, especially when hiking, or on a student's back when carrying books. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کیف کوله

    worn on a person's back, e.g., for hiking

  • کولهپشتی

    bag carried on one's back

    With his backpack, the African would be carrying ten bazooka rockets as well as his own Schmeisser.

    مرد افریقائی با کولهپشتی خودمی توانست ده راکت بازوکا را علاوه بر اشمایسرخودش حمل نماید.

  • کوله بار

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • کوله پشتی
    • پشتواره
    • چنته
    • (امریکا)
    • (فضا نوردی) کوله پشتی حاوی اکسیژن و غیره
    • در کوله پشتی بردن
    • دستگاهی که به انسان یا حیوان بسته شود (برای تعیین محل یا حال آنها)
    • کوله پشتی حمل کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " backpack " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "backpack"

عباراتی شبیه به "backpack" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "backpack" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه