ترجمه "backlog" به فارسی
ذخیره, (بخاری هیزم سوز) کنده ی بزرگ در عقب آتش, (سفارشات و کارها و غیره) انجام نشده بهترین ترجمه های "backlog" به فارسی هستند.
backlog
verb
noun
دستور زبان
An accumulation or buildup, especially of unfilled orders or unfinished work [..]
-
ذخیره
noun -
(بخاری هیزم سوز) کنده ی بزرگ در عقب آتش
-
(سفارشات و کارها و غیره) انجام نشده
-
ترجمه های کمتر
- اضافه بر گنجایش، موجودی جنس انبار بابت سفارشات، بازگشت بعد مشتری
- تراکم (سفارشات یا کارها)
- متراکم شدن
- پس افت
- پس افت شدن
- پس افت شده
- چیز انبار شده یا ذخیره شده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " backlog " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن