ترجمه "backup" به فارسی

پشتیبان, فرآیند پشتیبانی, زاپاس بهترین ترجمه های "backup" به فارسی هستند.

backup adjective noun دستور زبان

A reserve or substitute. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پشتیبان

    copy of file or record [..]

    I asked him if he needed backup, but Coulson refused to make the call.

    من از او پرسیدم اگر او نیاز به پشتیبان گیری ، اما کولسون حاضر به ایجاد تماس تلفنی.

  • فرآیند پشتیبانی

    copying and archiving of computer data

  • زاپاس

    noun

    Your middle name is now backup.

    ديگه اسمتو مي ذاريم زاپاس

  • ترجمه های کمتر

    • ذخیره
    • رزرو
    • تقویتی
    • مکمل
    • ثانوی
    • احتیاطی
    • اضافی
    • انباشتگی (به واسطه ی گرفتگی)
    • پس افتادگی
    • پشتیبان، پشتیبانی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " backup " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Backup
+ اضافه کردن

"Backup" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Backup در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "backup" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "backup" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه