ترجمه "backwater" به فارسی
مرداب, دورافتاده, خفتاب بهترین ترجمه های "backwater" به فارسی هستند.
backwater
verb
noun
دستور زبان
(idiomatic) A remote place; somewhere that remains unaffected by new events, progresses, ideas, etc. [..]
-
مرداب
nounSome have called it backwater.
بعضي ها بهش ميگن مرداب.
-
دورافتاده
300 years ago, you helped build a backwater penal colony into something.
و از يه جاي دورافتاده ي پرت يه چيز درست حسابي ساختي.
-
خفتاب
-
ترجمه های کمتر
- لشاب
- پساب
- (وضعیت یا محل) دچار رکود
- آب راکد (به ویژه در آبراه یا شاخابه)
- آب عقب زده شده (در اثر جزرومد و غیره)
- آب پس زده
- آب پشت سد
- جای دورافتاده
- عقب افتاده
- عقب افتادگی
- عقب ماندگی
- پشت و پسله
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " backwater " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "backwater"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن