ترجمه "badgers" به فارسی
رودکها ترجمه "badgers" به فارسی است.
badgers
verb
noun
Plural form of badger. [..]
-
رودکها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " badgers " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Badgers
noun
plural of [i]Badger[/i]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Badgers" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Badgers در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "badgers" با ترجمه به فارسی
-
(امریکا - عامیانه) به منظور اخاذی و غیره (و با حضور شهود یا دوربین مخفی) مردی را با زنی مواجه کردن
-
(استرالیا) wombat و bandicoot · (جانورشناسی) گورکن · (حرف بزرگ - عامیانه) بومی یا ساکن ایالت ویسکانسین (در امریکا) · آزار کردن · اذیت کردن · اشغور · خرسک · خز این حیوان · دستفروش · رودک · سر به سر گذاشتن · شغار (تیره ی Mustelidae به ویژه جنس های Taxidea و Meles که پستاندارانی گوشتخوار وحفار بوده و پاهای کلفت و کوتاه و دست و پنجه های دراز و نیرومندی دارند) · محاصره کردن · نق زدن · گوركن · گورکن
-
رجوع شود به ratel · رودک عسل خوار · گورکن عسل خوار
-
(استرالیا) wombat و bandicoot · (جانورشناسی) گورکن · (حرف بزرگ - عامیانه) بومی یا ساکن ایالت ویسکانسین (در امریکا) · آزار کردن · اذیت کردن · اشغور · خرسک · خز این حیوان · دستفروش · رودک · سر به سر گذاشتن · شغار (تیره ی Mustelidae به ویژه جنس های Taxidea و Meles که پستاندارانی گوشتخوار وحفار بوده و پاهای کلفت و کوتاه و دست و پنجه های دراز و نیرومندی دارند) · محاصره کردن · نق زدن · گوركن · گورکن
-
(استرالیا) wombat و bandicoot · (جانورشناسی) گورکن · (حرف بزرگ - عامیانه) بومی یا ساکن ایالت ویسکانسین (در امریکا) · آزار کردن · اذیت کردن · اشغور · خرسک · خز این حیوان · دستفروش · رودک · سر به سر گذاشتن · شغار (تیره ی Mustelidae به ویژه جنس های Taxidea و Meles که پستاندارانی گوشتخوار وحفار بوده و پاهای کلفت و کوتاه و دست و پنجه های دراز و نیرومندی دارند) · محاصره کردن · نق زدن · گوركن · گورکن
-
(استرالیا) wombat و bandicoot · (جانورشناسی) گورکن · (حرف بزرگ - عامیانه) بومی یا ساکن ایالت ویسکانسین (در امریکا) · آزار کردن · اذیت کردن · اشغور · خرسک · خز این حیوان · دستفروش · رودک · سر به سر گذاشتن · شغار (تیره ی Mustelidae به ویژه جنس های Taxidea و Meles که پستاندارانی گوشتخوار وحفار بوده و پاهای کلفت و کوتاه و دست و پنجه های دراز و نیرومندی دارند) · محاصره کردن · نق زدن · گوركن · گورکن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن