ترجمه "baffle" به فارسی

حیرت, سپر, بافل بهترین ترجمه های "baffle" به فارسی هستند.

baffle verb noun دستور زبان

A device used to restrain or regulate, e.g. sound, light, gas, or a fluid. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • حیرت

  • سپر

    noun

    The most curious were baffled by her silence and the mosttenacious by her obstinacy.

    کنجکاوترین افراد، پیش سکوت او سرسختترین اشخاص پیش لجاجش سپر انداختند.

  • بافل

    vane or panel for directing the flow of a fluid

  • ترجمه های کمتر

    • سپرچه
    • سپرک
    • سرگشتگی
    • گیج کردن، حیران کردن، سرگشته کردن
    • سردرگمی
    • (با به کار بردن صداگیر یا سپرک) جلو دخالت امواج ناخواسته را گرفتن
    • (حواس کسی را) مختل کردن یا پرت کردن
    • (رادیو و غیره دیواره یا محفظه ای که کارش جلوگیری از انتقال امواج صدا از عقب به جلو بلندگو و گرام و غیره است) صداگیر
    • (ماشین آلات - حایل یا دیواره ای که برای منحرف کردن جریان آب یا گاز و غیره جلو آن قرار دارد) نورگیر
    • (نادر) گیجی
    • بهت زده کردن
    • بی نتیجه گذاردن
    • بیهوش کردن
    • جلوگیری کردن
    • دخالت کردن در
    • زخمی کردن
    • سردرگم کردن
    • لال کردن
    • مانع ایجاد کردن
    • مبهوت کردن
    • متحیر شدن
    • موج گیر
    • ناامید کردن
    • هیچ کردن
    • گرفتار شدن
    • گیج کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " baffle " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "baffle" با ترجمه به فارسی

  • تیغه ضد صدا
  • باطل شده - محروم کردن - عقیم شده - فعل گذشته باطل شدن
اضافه کردن

ترجمه های "baffle" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه