ترجمه "baggy" به فارسی

باد کرده (مثل کیسه ی پر), پف کرده, گل و گشاد بهترین ترجمه های "baggy" به فارسی هستند.

baggy adjective noun دستور زبان

Of clothing, very loose-fitting, so as to hang away from the body. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • باد کرده (مثل کیسه ی پر)

  • پف کرده

  • گل و گشاد

    That gray and flabby and ineffectualold man, in his worn and baggy blue suit.

    آن پیرمرد وارفته و بی خاصیت در آن کت و شلوار گل و گشاد و فرسوده سو رمهای؛

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " baggy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "baggy" با ترجمه به فارسی

  • بادکردگی · شلی · غرور · پف کردگی
  • (نام بازرگانی) کیسه ی پلاستیکی که در آن کیپ می شود (برای نگهداری خوراک)
اضافه کردن

ترجمه های "baggy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه