ترجمه "bagging" به فارسی

توري, حذف گیاه بیمار, دركيسهكردن بهترین ترجمه های "bagging" به فارسی هستند.

bagging noun verb دستور زبان

Present participle of bag. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • توري

  • حذف گیاه بیمار

  • دركيسهكردن

  • ترجمه های کمتر

    • كيسهكردن
    • پارچه برای ساختن کیسه
    • پارچه ی کیسه ای (sacking هم می گویند)
    • چتایی
    • کنترل فیزیکی
    • کیسه
    • کیسه ی پلاستیکی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bagging " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "bagging" با ترجمه به فارسی

  • (امریکا - خودمانی) پیرزن بی خانمان
  • پاکتی که در رستوران به مشتری می دهند تا خوراک اضافی خود را در آن ریخته به منزل ببرد
  • آش شله قلمکار · جورواجور · عطر گل · هرچیز قاتی پاتی
  • (خودمانی) مست
  • به اندازه ی یک کیسه یا پاکت پر · مقدار زیاد · یک کیسه
  • حذف کیسههای پلاستیکی
  • جوال · کیسه ی ملوانان
اضافه کردن

ترجمه های "bagging" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه