ترجمه "baking" به فارسی
نانوایی, تنوری کردن, نانپزی و شیرینیپزی بهترین ترجمه های "baking" به فارسی هستند.
baking
adjective
noun
verb
دستور زبان
Present participle of bake. [..]
-
نانوایی
noun -
تنوری کردن
food cooking method using prolonged dry heat acting by convection
-
نانپزی و شیرینیپزی
-
پخت
nounShe baked her husband an apple pie.
او برای شوهرش پای سیب پخت.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " baking " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "baking" با ترجمه به فارسی
-
بو داده · سوخته
-
(اسکاتلند) شیرینی برشته · (امریکا) مهمانی که در آن غذاهای فرپز سرو می شود · (با هوای گرم) خشک کردن · (بیش از حد) حمام آفتاب گرفتن · (خود را) زیر آفتاب سوزاندن · (در کوره یا تنور) پختن (نان یا آجر و غیره) · (مهجور) خشک و سفت شدن · آجرپزی کردن · برشتن · تافتن · تافته شدن · تفتن · تنوری کردن · خشکیدن · در فر پختن · طبخ کردن یا شدن · پخت · پختن · کوره بستن
-
سیبزمینی تنوری
-
(خوراک پزی) آلاسکای برشته (یک لایه کیک پوشیده از بستنی)
-
بی تجربه · حساب نشده · خام · خام دست · سرسری · ناهوشمند(انه) · نسنجیده · نیمه طبخ شده · نیمه پخته · کم پخته
-
نشانویژگیهای نانوایی
-
آجری · گل پخته
-
جوش شیرین · جوش شیرین (NaHCO3) · گرد مخمر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن