ترجمه "balcony" به فارسی
بالکن, ایوان, مهتابی بهترین ترجمه های "balcony" به فارسی هستند.
balcony
noun
دستور زبان
An accessible structure extending from a building, especially outside a window. [..]
-
بالکن
nounstructure extending from a building [..]
Actually, the bull saw me from the window and came out on the balcony.
راستش، آن گاو نر من را از پنجره دید و به بالکن آمد.
-
ایوان
nounAnd the murmur on the little balcony went on after a short pause.
و زمزمههای روی ایوان کوچک بعد از وقفهای کوتاه از سر گرفته شد.
-
مهتابی
adjectiveThe whole party were in the wide lower balcony.
تمامی حضار در مهتابی عریض پایین جمع شده بودند.
-
ترجمه های کمتر
- ماهتابی
- ايوان
- ایوانک
- ایوانگاه
- ستاوند
- بالا ایوان
- برآمده
- ستن آوند
- لژ بالا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " balcony " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "balcony"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن