ترجمه "bald" به فارسی

طاس, کچل, کل بهترین ترجمه های "bald" به فارسی هستند.

bald verb noun adjective دستور زبان

Having no hair, fur or feathers. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • طاس

    adjective

    having no hair [..]

    there shone the bald head of Krivin, always to be found where the best people were.

    کلهی طاس کری وین هم که همیشه در کنار نخبگان بود برق میزد.

  • کچل

    adjective

    having no hair

    Don't worry too much, or you'll go bald.

    نگران نباش، وگرنه کچل می شوی.

  • کل

    adjective

    having no hair

  • ترجمه های کمتر

    • برهنه
    • تاس
    • لخت
    • گر
    • پررو
    • عریان
    • روخ
    • بیابانی
    • (برخی حیوانات و پرندگان) دارای پر یا موی سفید بر فرق سر
    • داغ سر
    • رک و راست
    • صاف و پوست کنده
    • عاری از گیاه
    • لخت و لم یزرع
    • کاکل سفید
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bald " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "bald"

عباراتی شبیه به "bald" با ترجمه به فارسی

  • اکراس کچل جنوبی
  • در حال کچل یا تاس شدن
  • شارل تاس
  • بی لطافتی · بیمویی · طاسی
  • (جانورشناسی) عقاب گر (Haliaetus leucocephalus - بومی امریکای شمالی - نشان ملی ایالات متحده امریکا) · عقاب سرسفید · عقاب گر · کلمرغ
  • اکراس کچل شمالی
  • طاس · کچل
  • کچل
اضافه کردن

ترجمه های "bald" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه