ترجمه "bale" به فارسی

بغچه, بلغنده, مصیبت بهترین ترجمه های "bale" به فارسی هستند.

bale verb noun دستور زبان

Evil, especially considered as an active force for destruction or death. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بغچه

    rounded bundle of goods

  • بلغنده

    rounded bundle of goods

  • مصیبت

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • بلا
    • عدل
    • تا
    • لنگه
    • تاچه
    • گلخج
    • رقصیدن
    • حرمان
    • حزن
    • فلاکت
    • ماتم
    • شر
    • غم
    • (شعر قدیم)
    • (قدیمی) رجوع شود به balefire
    • (پنبه و غیره) عدل
    • (کاه و غیره) کپه
    • بخچه (بقچه)
    • بسته
    • بسته کردن
    • به صورت عدل یا بخچه یا لنگه درآوردن
    • عدل بندی کردن
    • مکعب هم فشرده (کاه یا علف خشک)
    • هم فشرده کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bale " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Bale proper noun

A municipality in Croatia. [..]

+ اضافه کردن

"Bale" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Bale در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "bale"

عباراتی شبیه به "bale" با ترجمه به فارسی

  • (قدیمی) محزون · بدشگون · بدیمن · تهدیدکننده · زیانبخش · شرارت بار · شرور · شیطانی · غم انگیز · غم زده · فلاکت زده · محنت بار · مصیبت انگیز · مصیبت بار · نهی کننده · گمراه کننده
  • شرارت
  • جرثقيل · جمعكنندههاي دسته علوفه · ماشینآلات جابجایی
  • عدلبندی
  • بالابرهای عدل · تخليهگرها · خاکبردارها · لودرها
  • جرثقيل · جمعكنندههاي دسته علوفه · ماشینآلات جابجایی
  • عدلبندی
اضافه کردن

ترجمه های "bale" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه