ترجمه "baling" به فارسی

عدلبندی ترجمه "baling" به فارسی است.

baling verb

Present participle of bale. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • عدلبندی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " baling " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "baling" با ترجمه به فارسی

  • (قدیمی) محزون · بدشگون · بدیمن · تهدیدکننده · زیانبخش · شرارت بار · شرور · شیطانی · غم انگیز · غم زده · فلاکت زده · محنت بار · مصیبت انگیز · مصیبت بار · نهی کننده · گمراه کننده
  • شرارت
  • جرثقيل · جمعكنندههاي دسته علوفه · ماشینآلات جابجایی
  • (شعر قدیم) · (قدیمی) رجوع شود به balefire · (پنبه و غیره) عدل · (کاه و غیره) کپه · بخچه (بقچه) · بسته · بسته کردن · بغچه · بلا · بلغنده · به صورت عدل یا بخچه یا لنگه درآوردن · تا · تاچه · حرمان · حزن · رقصیدن · شر · عدل · عدل بندی کردن · غم · فلاکت · لنگه · ماتم · مصیبت · مکعب هم فشرده (کاه یا علف خشک) · هم فشرده کردن · گلخج
  • بالابرهای عدل · تخليهگرها · خاکبردارها · لودرها
  • جرثقيل · جمعكنندههاي دسته علوفه · ماشینآلات جابجایی
اضافه کردن

ترجمه های "baling" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه