ترجمه "balm" به فارسی

مرهم, بادرنجبویه, روغن بهترین ترجمه های "balm" به فارسی هستند.

balm verb noun دستور زبان

Any of various aromatic resins exuded from certain plants, especially trees of the genus Commiphora of Africa, Arabia and India and Myroxylon of South America. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مرهم

    noun

    They said death and bloodshed was balm for her heart.

    مي گفتن که مرگ و خونريزي ، مرهم قلب شه.

  • بادرنجبویه

  • روغن

    noun

    It was like a soothing balm for my heart.

    مطالب آن کتاب برای جانم روغن بَلَسان بود.

  • ترجمه های کمتر

    • پماد
    • (گیاه شناسی) انواع گیاهان خوشبوی خانواده ی نعنا (mint)
    • بلسان (نوعی صمغ که از گیاهان جنس Commiphora و خانواده ی bursera به دست می آید و در عطر سازی و دارو سازی کاربرددارد)
    • بوی خوش
    • روغن مالی
    • مرهم خوشبو
    • هر چیز خوشایند یا شفابخش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " balm " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Balm
+ اضافه کردن

"Balm" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Balm در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "balm" با ترجمه به فارسی

  • (گیاه شناسی) بلسان جیلاد (Commiphora opobalsamum از خانواده ی bursera) · رجوع شود به balsam fir · رجوع شود به balsam poplar · شیره ی صمغی این درختچه که در قدیم از آن مرهم می ساختند · هر چیز شفابخش و آرامبخش
  • بادرنجبویه · پونه
  • بادرنجبویه · پونه
  • (معرب) بادرنجبویه (Melissa officinalis که برگ های خوشبوی آن برای طعم افزایی در خوراک پزی وداروسازی کاربرد دارد) · (گیاه شناسی) بادرنگبویه · بادرنجبویه · فرنجمشک · پرنجمشک · پونه
  • بادرنجبویه · رجوع شود به lemon balm -2 Oswego tea -1 · پونه
  • (معرب) بادرنجبویه (Melissa officinalis که برگ های خوشبوی آن برای طعم افزایی در خوراک پزی وداروسازی کاربرد دارد) · (گیاه شناسی) بادرنگبویه · بادرنجبویه · فرنجمشک · پرنجمشک · پونه
اضافه کردن

ترجمه های "balm" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه