ترجمه "balsamic" به فارسی

بلسانی, نرم چون مرهم بهترین ترجمه های "balsamic" به فارسی هستند.

balsamic adjective noun دستور زبان

Producing balsam. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بلسانی

  • نرم چون مرهم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " balsamic " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "balsamic" با ترجمه به فارسی

  • گل حنا
  • امپاتیانس · اولئورزینها · بنزويين · جنس گل حنا
  • (انواع رزین های معطر که از گیاهان مختلف به دست می آیند و حاوی اسید بنزوئیک یا اسید سینامیک هستند) بلسان · (گیاه شناسی) وابسته به تیره ی Balsaminaceaes و رده ی Geraniales که از گیاهان دو لپه ای است · (گیاه شناسی) گونه های مختلف جنس گل حنا(Impatiens به ویژه : Garden balsam) · انواع مرهم ها و داروهای دارای بلسان · انواع گیاهانی که از آنها گونه های مختلف بلسان به دست می آید (مثلا: balsam fir) · مرهم · هر چیز آرامبخش و شفابخش · پماد
  • موموردیکا کارانتیا · هندوانه ابوجهل
  • (گیاه شناسی) صنوبر بلسان (Abies balsamea از خانواده ی کاج : pine) · آبیس بالسامئا
  • (گیاه شناسی) گل حنای باغی (Impatiens balsamina)
  • (گیاه شناسی) سپیدار بلسان (tacamahac( )Populus balsamifera هم می گویند) · پوپولوس بالسامیفرا · پوپولوس تاكاماهاكا
  • رجوع شود به tolu
اضافه کردن

ترجمه های "balsamic" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه