ترجمه "balustrade" به فارسی

نرده, طارمی, تارم بهترین ترجمه های "balustrade" به فارسی هستند.

balustrade noun دستور زبان

(architecture) A row of balusters topped by a rail, serving as an open parapet, as along the edge of a balcony, terrace, bridge, staircase, or the eaves of a building. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نرده

    noun

    She had a board with a balustrade fixed against her window to hold the pots.

    اما دستور داد جلو پنجره اتاقش تخته نرده داری برای نگاه داری این گلدانها تعبیه کردند.

  • طارمی

    They stood for a moment at the balustrade and looked at Trafalgar Square.

    روی طارمی لحظهیی ایستادند و به میدان ترافالگار نظر انداختند.

  • تارم

  • ترجمه های کمتر

    • نرده ی ایوان
    • نرده ی پلکان (مرکب از ستون های گچبری شده یا میله های چوبی خراطی شده)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " balustrade " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "balustrade"

اضافه کردن

ترجمه های "balustrade" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه