ترجمه "bam" به فارسی

افتادن, (با صدای دنگ) تصادم کردن, (حرف ندا) بم ! بهترین ترجمه های "bam" به فارسی هستند.

bam verb noun interjection دستور زبان

Representing a loud noise or heavy impact. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • افتادن

    Verb verb
  • (با صدای دنگ) تصادم کردن

  • (حرف ندا) بم !

  • ترجمه های کمتر

    • (صدای خوردن دو چیز بزرگ به هم) ترق !
    • تراق !
    • دنگ !
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bam " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Bam noun

an ancient city in southeastern Iran; destroyed by an earthquake in 2003

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بم

    adjective proper adposition

    Bam, Iran

    I'll call Judge Bam Bam, get a warrant.

    به قاضی بم بم زنگ می زنم یه حکم می گیرم

BAM noun

official currency of Bosnia and Herzegovina, divided into 100 fenings.

+ اضافه کردن

"BAM" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای BAM در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "bam" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "bam" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه