ترجمه "bamboo" به فارسی

خیزران, حصیری, کربه بهترین ترجمه های "bamboo" به فارسی هستند.

bamboo adjective verb noun دستور زبان

A plant; a grass of the Poaceae family, characterised by its woody, hollow, round, straight, jointed stem. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خیزران

    noun

    plant

    We went to the bazaar and bought bamboo, glue, string, and paper.

    به بازار میرفتیم و خیزران، چببب، نخ و کاغذ میخریدیم.

  • حصیری

    a sitting room with bamboo furniture covered in festive colors

    اتاق نشیمنی با مبلهای حصیری که روکش آنها رنگهایی شاد داشت.

  • کربه

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • (گیاه شناسی) نی
    • ساخته شده از چوب نی یا خیزران
    • نی سان
    • نی مانند
    • نی هندی
    • نی هندی (از زیر تیره ی Bambusoideae)
    • وابسته به نی یا خیزران
    • چوب خیزران
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bamboo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Bamboo
+ اضافه کردن

"Bamboo" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Bamboo در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "bamboo"

عباراتی شبیه به "bamboo" با ترجمه به فارسی

  • خیزرانها
  • پردهی خیزرانی
  • چوب خیزران
  • نوساقههای خیزران
  • 9491 چین را از جامعه ملل مجزا کرده بود) · حصیر پرده (اشاره به دیوار سیاسی و اندیش گانی که در سال های 2
  • نوساقههای خیزران
  • نوساقههای خیزران
اضافه کردن

ترجمه های "bamboo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه