ترجمه "ban" به فارسی

ممنوعیت, منع, قدغن بهترین ترجمه های "ban" به فارسی هستند.

ban verb noun دستور زبان

To forbid or block from participation. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ممنوعیت

    noun

    Our world has a strict ban on inter-dimensional travel.

    جهان ما درباره سفرهای بین ابعاد ممنوعیت شدیدی داره

  • منع

    noun

    Now, boring people would have just simply banned the veil.

    خب، یک انسان کسل کننده فقط به طور خیلی ساده حجاب را منع می کند.

  • قدغن

    noun

    You never could have banned the witches from using magic without her.

    استفاده از جادو رو براي جادوگرا قدغن کني.

  • ترجمه های کمتر

    • بان
    • بازداری
    • نفرین
    • ترک
    • تخطئه
    • لعنت
    • (قدیمی) لعن کردن
    • (قرون وسطی) احضار رعایا برای خدمت نظام تحت لوای ارباب
    • بازداری کردن
    • طرد و تکفیر
    • غیرمجاز شناسی
    • قدغن کردن
    • محکوم شناختن
    • ممنوع کردن
    • منع کردن
    • نفرین کردن
    • واحد پول رومانی معادل یک صدم لیو (leu)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ban " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

BAN noun abbreviation

British Approved Name [..]

+ اضافه کردن

"BAN" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای BAN در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "ban"

عباراتی شبیه به "ban" با ترجمه به فارسی

  • مردود · مغضوب · ملعون
  • قدغن كردن
  • جنگلهای پایداشتی
  • (میان ابرقدرت ها) قرارداد منع آزمایش سلاح های اتمی (به ویژه در جو)
  • بان کیمون
  • (نام تجارتی) بنلان (پارچه ی لباسی نرم که کمتر چین و چروک می شود)
  • (در فرانسه ی قرون وسطی) احضار رعایا توسط سلطان · رعیت احضار شده برای خدمت نظام · سربازگیری
  • قدغن
اضافه کردن

ترجمه های "ban" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه