ترجمه "banned" به فارسی
مردود, مغضوب, ملعون بهترین ترجمه های "banned" به فارسی هستند.
banned
adjective
verb
دستور زبان
Simple past tense and past participle of ban. [..]
-
مردود
-
مغضوب
-
ملعون
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " banned " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "banned" با ترجمه به فارسی
-
قدغن كردن
-
جنگلهای پایداشتی
-
(قدیمی) لعن کردن · (قرون وسطی) احضار رعایا برای خدمت نظام تحت لوای ارباب · بازداری · بازداری کردن · بان · تخطئه · ترک · طرد و تکفیر · غیرمجاز شناسی · قدغن · قدغن کردن · لعنت · محکوم شناختن · ممنوع کردن · ممنوعیت · منع · منع کردن · نفرین · نفرین کردن · واحد پول رومانی معادل یک صدم لیو (leu)
-
(میان ابرقدرت ها) قرارداد منع آزمایش سلاح های اتمی (به ویژه در جو)
-
بان کیمون
-
(نام تجارتی) بنلان (پارچه ی لباسی نرم که کمتر چین و چروک می شود)
-
(در فرانسه ی قرون وسطی) احضار رعایا توسط سلطان · رعیت احضار شده برای خدمت نظام · سربازگیری
-
قدغن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن