ترجمه "banner" به فارسی

پرچم, علم, بنر بهترین ترجمه های "banner" به فارسی هستند.

banner adjective verb noun دستور زبان

A flag or standard used by a military commander, monarch or nation. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پرچم

    noun

    flag

    It hurt him I would not have a banner, like a prince.

    ولی او از این که من چون بزرگزادگان عرب پرچم مخصوصی نداشتم زیاد راضی به نظر نمیرسید.

  • علم

    noun

    youre really having a banner evening.youre batting a thousand tonight

    تو يک عصر همراه با علم داشتي تو هزار ضربه زدي امشب

  • بنر

    large sign

    We have this banner in our offices in Palo Alto,

    این بنر موسسات ما در پالو آلتو است،

  • ترجمه های کمتر

    • رایت
    • بیرق
    • نشان
    • درفش
    • لوا
    • برنوشته
    • سرعنوان
    • پیشترین
    • برجسته
    • (روزنامه) عنوان درشت مقاله
    • (پارچه ای که روی آن شعار می نویسند و علم می کنند) شعار
    • نوار آگهی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " banner " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "banner"

عباراتی شبیه به "banner" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "banner" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه