ترجمه "bandages" به فارسی
پانسمان، نوار زخم بندی، بستن زخم، زخم بندی, یدنب مخز راون بهترین ترجمه های "bandages" به فارسی هستند.
bandages
verb
noun
Plural form of bandage. [..]
-
پانسمان، نوار زخم بندی، بستن زخم، زخم بندی
-
یدنب مخز راون
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bandages " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bandages" با ترجمه به فارسی
-
تور
-
چسب زخم
-
(زخم را) نوارپیچی کردن · باند · بانداژ · تنزیب · زخم بند · زخم بند بستن · لفاف · نوار زخم بندی · نواربندی کردن
-
(جراحی) نوار بخیه (نوار چسب به شکل پروانه که به جای بخیه برای بستن دهانه ی برش و زخم های کوچکتر به کار می رود)
-
(نام بازرگانی) نوار کش دار (که برای درمان کوفتگی و ضرب دیدگی دور زانو و مچ و غیره می پیچند)
-
(زخم را) نوارپیچی کردن · باند · بانداژ · تنزیب · زخم بند · زخم بند بستن · لفاف · نوار زخم بندی · نواربندی کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن