ترجمه "banisters" به فارسی
طارمی, نرده بهترین ترجمه های "banisters" به فارسی هستند.
banisters
noun
Plural form of banister. [..]
-
طارمی
a Rhett settled himself lazily on the banister
رت با بی قیدی روی طارمی نشست
-
نرده
nounJoey got meat sauce on the banister again.
جويي دوباره روي نرده ها سُسِ گوشت ريخته!
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " banisters " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "banisters" با ترجمه به فارسی
-
(نادر) هر یک از پایه ها یا میله های عمودی نرده · تارمی · ستونچه · طارمی · نرده · نرده ی پلکان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن