ترجمه "banishment" به فارسی
تبعید, اخراج, تخطئه بهترین ترجمه های "banishment" به فارسی هستند.
banishment
noun
دستور زبان
The act of banishing. [..]
-
تبعید
nounThe man's sons were banished to live three kilometers away, in a cowshed.
و پسر آن مرد به طویله گاو ها در سه کیلومتری تبعید شده بودند.
-
اخراج
It's how they used to banish those that broke our laws.
قبلاً با اين روش ، کسايي که قوانينمون رو زير پا ميذاشتن ، از گروه اخراج ميکردن.
-
تخطئه
noun
-
ترجمه های کمتر
- ترک
- تبعید شدگی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " banishment " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن