ترجمه "banqueter" به فارسی

banqueter noun دستور زبان

A guest at a banquet. [..]

ترجمه خودکار " banqueter " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
+ اضافه کردن

"banqueter" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای banqueter در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "banqueter" با ترجمه به فارسی

  • مهمانی که در آن گوشت آدم می خورند
  • (به افتخار کسی) مهمانی دادن · بزم · خوراک جور واجور و خوب · خوراک شاهوار خوردن · در ضیافت شام خوردن · سور · ضیافت · مهمان کردن · مهمانی · مهمانی رسمی (به افتخار کسی معمولا همراه با نطق و نوشیدن به سلامتی)
  • (به افتخار کسی) مهمانی دادن · بزم · خوراک جور واجور و خوب · خوراک شاهوار خوردن · در ضیافت شام خوردن · سور · ضیافت · مهمان کردن · مهمانی · مهمانی رسمی (به افتخار کسی معمولا همراه با نطق و نوشیدن به سلامتی)
  • (به افتخار کسی) مهمانی دادن · بزم · خوراک جور واجور و خوب · خوراک شاهوار خوردن · در ضیافت شام خوردن · سور · ضیافت · مهمان کردن · مهمانی · مهمانی رسمی (به افتخار کسی معمولا همراه با نطق و نوشیدن به سلامتی)
اضافه کردن

ترجمه های "banqueter" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه