ترجمه "baptism" به فارسی

غسل تعمید, تعمید, (مسیحیت) غسل تعمید (که به نوزادان و تازه مسیحیان داده می شود) بهترین ترجمه های "baptism" به فارسی هستند.

baptism noun دستور زبان

The Christian sacrament in which one is anointed with or submerged in water and sometimes given a name. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • غسل تعمید

    noun

    Christian sacrament with water [..]

    The Rector's views on baptism were entirely sound.

    کشیش در مورد غسل تعمید نظر یا مخصوص به خود داشت.

  • تعمید

    noun

    Before my eighth birthday, I sought to know more about baptism.

    قبل از روز تولّد هشت سالگی ام، در بارۀ تعمید مطالعه کردم تا یاد بگیرم.

  • (مسیحیت) غسل تعمید (که به نوزادان و تازه مسیحیان داده می شود)

  • ترجمه های کمتر

    • آیین غسل تعمید و نامگذاری کودک
    • هر مشقت یا تجربه ای که منزه کننده یا آزماینده است
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " baptism " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Baptism
+ اضافه کردن

"Baptism" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Baptism در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "baptism"

عباراتی شبیه به "baptism" با ترجمه به فارسی

  • تعمیدی
  • (هر آزمونی که برای نخستین بار دلیری یا قدرت وغیره ی انسان را می سنجد) محک · اولین باری که سربازان تازه زیر آتش دشمن قرار می گیرند · غسل آتش
  • حوضچه تعمید
اضافه کردن

ترجمه های "baptism" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه