ترجمه "baptismal" به فارسی

تعمیدی ترجمه "baptismal" به فارسی است.

baptismal adjective noun دستور زبان

relating to baptism [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تعمیدی

    Your baptismal name Monsieur Pierre, , if you please.

    نام تعمیدی شما مسی و پییر است؟ .

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " baptismal " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "baptismal" با ترجمه به فارسی

  • (مسیحیت) غسل تعمید (که به نوزادان و تازه مسیحیان داده می شود) · آیین غسل تعمید و نامگذاری کودک · تعمید · غسل تعمید · هر مشقت یا تجربه ای که منزه کننده یا آزماینده است
  • (هر آزمونی که برای نخستین بار دلیری یا قدرت وغیره ی انسان را می سنجد) محک · اولین باری که سربازان تازه زیر آتش دشمن قرار می گیرند · غسل آتش
  • حوضچه تعمید
  • (مسیحیت) غسل تعمید (که به نوزادان و تازه مسیحیان داده می شود) · آیین غسل تعمید و نامگذاری کودک · تعمید · غسل تعمید · هر مشقت یا تجربه ای که منزه کننده یا آزماینده است
اضافه کردن

ترجمه های "baptismal" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه