ترجمه "barbarity" به فارسی
وحشیگری, بربریت, قساوت بهترین ترجمه های "barbarity" به فارسی هستند.
barbarity
noun
دستور زبان
(uncountable) The state of being barbarous; brutality [..]
-
وحشیگری
nounstate of being barbarous
You all think it barbaric and prehistoric to kill!
این کار به نظرتان یک وحشیگری ما قبل تاریخی است.
-
بربریت
noun -
قساوت
noun
-
ترجمه های کمتر
- ستمکاری
- شناعت
- سبعیت
- بیرحمی
- بی ادبی
- بی فرهنگی
- خشونت شدید
- دد و دام
- رفتار غیرانسانی
- قساوت قلب
- کج سلیقگی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " barbarity " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "barbarity" با ترجمه به فارسی
-
بیرحمی · سبعیت · قساوت · قساوت قلب
-
توحش
-
بدوی · بربری · بی تمدن · بی فرهنگ · بیرحم · ظالم · مهارنشدنی · وحشی · وحشیانه
-
بطورغلط · وحشیانه
-
به توحش کشاندن · وحشی و سنگدل کردن یا شدن
-
(زبان شناسی) به کار بردن واژه ها یا عبارت های غلط · اشتباه لغوی · بدویت · بربریت · بی تمدنی · بیرحمی · جاهلیت · دد و دام · رفتار خشن و ستمکارانه · سنگدلی · ظلم · قساوت قلب · نافرهیختگی · واژه یا عبارت غلط (ازنظر کاربرد یا املا و غیره) · وحشیگری
-
(از نظر صدا) گوشخراش · (در اصل) بیگانه (غیر یونانی · (زبان شناسی - بیان) دارای واژه ها و عبارت های غلط یا غیرمصطلح · بربری · بی تمدن · بی رحم · بی فرهنگ · بی معرفت · خشن و نفهم · ستمکار · سنگدل · ظالم · عجمی · غیر رومی · غیر مسیحی) · وحشی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن